|
کـجــاي ايـن جــنـگـل شــب پنهون مي شي خورشيدکم پشـت کدوم ســد ســکـوت پـر مـي کــشــي چــکـاوکم
چرا بـه من شک مي کنی مـن کـه مـنـــم بـرای تــو لبـریـزم از عـشــق تــو و سـرشــارم از هــوای تــو
دسـت کدوم غزل بـدم نـبــض دل عـاشـقـمـو پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقـمو
........................................................................................................
ایلیای من این روزا خونه مامان نرگسم چون امتحاناتم شروع شدن و مثلا دارم درس میخونم...
عسلم قرار بود از جناب پروفسور بگم برات که بردمت پیشش اول از همه کلی خوشش اومد که تو متولد ۶/۶/۸۶ هستی بعد قد و وزن و گفت اضافه وزن داری دیگه مامان سوده از رو کاغذی که هر موقع دکتر میره سوالاشو مینویسه میپرسید و پروفسور هم جواب میداد موقع معاینه هم کلی با پروفسور حرف زدی جیگر من واسه کولیکت رانیتیدین داد که بابا حسین گفت نده منم گفتم چشم عکس هم گفت بگیریم از معدت که من این کارو نمیکنم متوکلوپرامید برای استفراغت که من باز بهت نمیدم برای خشکی پوستتم کرم اوسرین داد اما این یکی رو روزی سه بار برات میزنم واقعا جالبه برای خشکی پوستت دکتر رادان درم اید داد دکتر عبدی ویتامین آد دکتر مرندی هیدروکورتیزون سلطانزاده اوسرین یعنی این دکترا تو خشکی پوستم تفاهم ندارن اون سه تا که جواب نداد اینو برات بزنم ببینم چه طور میشه آخر سرم جناب پروفسور گفتن واکسناشم بیارین اینجا بزنین که خوشم نیامد یک پروفسور تا این اندازه پرستیژشو که نمیآره پایین منم گفتم چشم خلاصه این پروفسور هم دردی دوا نکرد به قول مامان نرگس من بیشتر به دکتر نیاز دارم میگه تو که به حرف دکتره گوش نمیدی چرا بردیش؟ راست میگه اما آخه مامانی خودت بگو به نی نی چهار ماه و نیمه مگه رانیتیدین میدن؟؟؟
سودی جون هم از این پروفسوره چیزایی گفت که دلچرکین شدم نمیخوام از بابام تعریف کنم اما یک دکتر میشه مثل بابا حسین که مریضهاش میآن واسه لنز با اینکه به نفعشه میگه جانم عینک بهتره یا موقعی که دستگاه لیزیک آستیگمات نیامده بود و خیلی ازدکترا آستیگماتو لیزیک میکردن بابا حسین این کارو نمیکرد و میگفت آستیگمات برمیگرده پولتون را نریزین دور و متاسفانه بعضی از دکتر ها و حتی پروفسورها تجارت میکنند عوض طبابت...بگذریم
هربار که میگم بهتر شدی چشمت میزنم اما الان ۱۰ روزی میشه که فقط موقع خوابت گریه میکنی و از شانس بد ما عادت کردی تو ماشین بخوابی گاهی هم البته بدون ماشین خوابت میبره اما قشنگ میفهمم دیگه دلدرد نداری...
این روزا دستتو دستهای کپل ناز گرمتو دراز میکنی تا همه چیزو بگیری
هر روزم با خاله هات و مامان بزرگ ماهت تمرین غلت زدن داریم خاله زهرا یک خر برات از مشهد آورده که اکس خورده و میرقصه با هیجان سر و دستتو به طرفش دراز میکنی و میخوای بزنیش
راستی اینو نگفتم برات مامانم تنها خوبی که رفتن پیش پروفسور داشت این بود که شیرتو عوض کرد یعنی من گفتم آقای دکتر من خیلی اصرار داشتم فقط شیر خودمو بدم به ایلیا از ۲۴ ساعت ۲۰ ساعتو من بدون اغراق در حال شیر دادن بودم ماه اول منتها ایلیام فقط ۳۰۰ گرم وزن گرفت هر کاری هم بگین کردم هرچیزی هم خوردم شیرم زیاد نشد دکتر شیر بیومیل داد که همراه با شیر خودم بهش میدم ممکنه دلدرداش واسه شیرش باشه؟گفت نه ولی میخوای اس ام ای گلد بده که از فردای اون روز دارم بهت اس ام ای گلد میدم قیمتش ۲.۵ برابر بیو میل است و نزدیکترین شیر به شیر مادر اما فوق العاده بد مزس و متاسفانه خیلی کمیاب پوشک کاملم برات ۳۰ بسته از کارخونش گرفتیم ۳۰.۰۰۰ تومن به نفعمون شد از همین جا به مامانا توصیه میکنم داروخانه بسته ای ۴۵۰۰ میداد ما گرفتیم ۳۸۰۰
دیگه حرفی ندارم فدات بشم گل من پسرم عسلم.........دعا کن مامان امتحاناشو خوب بده
Medium (Media) Blog
طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا!
دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
|